← بازگشت به صفحه اصلی همه‌ی پست‌ها

من کمالگرا هستم

2026/07/31

خیلی از آدم‌ها با افتخار خودشون رو کمالگرا معرفی می‌کنن، چون کمال اسم قشنگیه —
کسی فکر نمی‌کنه این یه ویژگی منفیه.
یا به هر حال خیلی هم از گفتنش ناراحت نمیشه

کمالگرایی به معنای واقعی کمال نیست.
کمالگرایی یعنی عدم رضایت دائمی.من هیچ هدفی ندارم که واقعاً بتونه خوشحالم کنه. چون هدف‌هام رو انقدر بالا می‌برم که دست‌نیافتنی می‌شن. و اگه یه روز هم بهشون برسم، بازم خوشحال نمی‌شم — چون کمال دست‌نیافتنیه. پس نتیجه می‌گیرم که هدف کوچیکی انتخاب کردم، و دوباره هدفم رو بالاتر می‌برم. این چرخه هیچ‌وقت تموم نمی‌شه.

در مقابل، یه انسان معمول‌گرا یه بازه‌ی رضایت داره: یه حداقل و یه حداکثر. اون‌جوری سنجش موفقیت یا شکست، ساده و واضح می‌شه، و فشار کار صرفاً از لحاظ جسمی روش وارد می‌شه.

خیلی از ما با ۱۰ ساعت درس خوندن مشکلی نداریم — احتمالاً بارها انجامش دادیم.
من از لحاظ جسمی خسته نمی‌شم؛ من از لحاظ ذهنی خسته می‌شم.
بیانش سخته، ولی حتی فکر کردن و حل مسئله هم دو بعد داره: یه بعد فیزیکی و یه بعد روحانی.

مغز من با صرف حل مسئله، بعد از چند ساعت خسته می‌شه و نیاز به خواب پیدا می‌کنه. من به این می‌گم بعد فیزیکی حل مسئله.

ولی یه بعد دیگه هم هست: بعد ذهنی حل مسئله.
مثلاً توی مطالعه برای کنکور، چیزی که فشار رو روی ما چندبرابر می‌کنه، تفکر و حل مسئله نیست. من به‌جای اینکه روی ۱۰ دقیقه‌ی بعدی تمرکز کنم، می‌خوام با کل فلسفه‌ی کنکور مبارزه کنم — از ناعدالتی‌ها و سهمیه‌ها بگم
به محتوای غیر مفید کتاب های درسی انتقاد کنم
برای خانواده مسئول های آ.پ دعای سلامتی کنم
و..

در نتیجه، کل انرژی مغزم صرف نشخوار فکری می‌شه.
به خودم میام و می‌بینم چند ساعته دارم بیشترین فشار رو تحمل می‌کنم، توی تخت‌خواب مچاله شدم، و بدون اینکه واقعاً درس خونده باشم، از درس خوندن خسته شدم.

همین
من کمالگرا هستم یعنی
من هرگز از زندگی لذت نخواهم برد

و اصلا معنیش این نیست که من مایلم کار هام رو خیلی کامل انجام بدم و به جزئیات توجه دارم
که اگر اینطور بود ما الان رتبه یک رقمی کنکور بودیم
مگه؟

دیگه روی خودت برچسب نچسبون.

145

نظرات

در حال بارگذاری نظرات…